اينجا مطلبي منتشر شده با عنوان “شباهت تراكتوريها با علي دايي” كه از بند بند آن غرض و مرض نسبت به تيراختور و هوادارانش و در كل نسبت به آزربايجان مي بارد. البته خوبي چنين مطلبي، در آن است كه يقينا باعث خواهدشد، افرادي مثل علي دايي، دوستداران واقعي خود را شناخته، و متوجه شوند با آن همه خدمتي كه كردهاند، چه افكار مغرضانه وعجيب و غريبي نسبت به آنها، تنها به دليل اردبيلي و آزربايجاني بودنشان وجود دارد. جهت پاسخ به مطلب فوق الذكر، بنده هم بر آن شدم، به شباهت دشمنان تيراختور بپردازم:
1- آنتي تيراختورها نزديك دو سال است، افكارشان به خاطر كسب عنوان پرتماشاگرترين تيم ليگ توسط تيراختور، و پرشدن نصف استاديوم آزادي در تهران توسط طرفداران تيراختور مشوش است. و موقعي كه چنين
صحنههايي تكرار مي شود زود يك نظرسنجي اس ام اسي مي گذارند تا واقعيتها را طور ديگري جلوه دهند. مثلا هفته قبل، كه در دماي ده درجه زير صفر، بيش از هفتادهزار نفر، استاديوم بزرگ تبريز را پر كردند. و چند روز بعد، در حاليكه كل جمعيت حاضر در دربي تهران حول و حوش پنجاه هزار نفر مي شد، برنامه فوتبال برتر هم يك نظرسنجي غافلگير كننده(!) گذاشت و پرسيد كداميك از سه تيم تيراختور و استقلال و پيروزي پرطرفدارترين هستند!؟ و عددي كه براي تيراختور به دست آمد دقيقا همان عددي بود كهدر نظرسنجي كذايي برنامه نود دو سال قبل اعلام شد. قابل توجه است كه اين عدد، درصد سه جمعيت استانهاي اردبيل و آزربايجانهاي شرقي و غربيبه نسبت به كل كشور است!! اين در حالي بود كه درصد طرفداران پيروزي كه چهار درصد كمتر بود، ظرف چند دقيقه، به دليل گلهاي ايمون زايد، از استقلال جلو زد!!
2- فرق نمي كند كه رييس يا مسؤول در كميته داوران عنايت باشد يا عسكري! اگر نسبت به تيراختور ناداوري صورت گيرد، مرغ داوري يكپا دارد و امكان ندارد اشتباه بكند! اين چشم طرفداران تيراختور است كه چپ مي بيند. هميشه حق با داوران است. مگر اينكه خطاهاي داوري، مثل قضاوت چشم بسته تركي و كمكهايش در بازي تيراختور و استقلال، آنقدر سريالي و فاحش باشد كه تا بخواهند بگويد ماست سياه است، ديگر دير شده.
3- فرق نمي كند كه مسؤول كميته انضباطي كه باشد. پيراهن عثمان اينكه “در برابر اشتباهات داوري نبايد اعتراض كرد”، هميشه بالاست! بدون آنكه توجه شود عامل و مقصر چه و چه كساني بودهاند، شديدترين محروميتها براي تماشاگران تيراختور اعمال مي شود. البته اعمال چنين محروميتي دير و زود دارد؛ اما سوخت و سوز ندارد. مثلا در بازي پارسال تيراختور و پيروزي در تهران يك شبه تماشاگران محروم شدند! و در انتهاي ليگ(پس از افتضاح جهانبازي دربازي جنجالي تيراختور و صبا و تبديل حكم پنالتي به دراپ بال در بيرون محوطه جريمه!)، كه ديگر كار از كار گذشته، و راه تيراختور به آسيا مسدود شده بود، در صدور حكم آنقدر تاخير شدكه سه جلسه محروميت در فصل بعد ليگ اعمال شد!
4- فرق نمي كند تيراختور با كدام در خارج تبريز بازي داشته باشد؛ سعي وافر مي شود تا تصاوير مربوط به تشويق كنندههاي تيراختور نشان داده نشود يا كم نشان داده شود! مگر اينكه آخر بازي باشد و تيراختور هم در لحظات پاياني هم گل زده باشد تا بالاخره مونيتور مربوط به شادي طرفداران تيراختور انتخاب شود!
5- فرق نمي كند كه آنتي تيراختور در كدام روزنامه و مجله و سايت قلم فرسايي كند! فرافكني و مغالطه تاكتيك اصلي براي نوشتن است. ابتدا به تعريف و تمجيد تركها و قهرمانيپروري(!)شان پرداخته مي شود تا بگويند ما هيچ دشمني و خصومت با شما نداريم؛ تا به خواننده بي طرف القا بكنند كه نوشتهشان از روي منطق است بعد بدترين حملات و اهانتها را مي كنند و در اين راه خود در موضع عقل كل نشسته و به خود هم حق مي دهند كه از بالا به پايين توصيههاي پدرانه و قيم مآبانه هم بكنند و البته در جملات خود دچار تناقض گويي هم مي شوند تا خواننده كمي بخندد:
خيلي از هواداران تراكتورسازي نيز در اين زمينه شباهت بسيار زيادي به علي دايي همشهري سابق خود دارند، سابق از اين جهت كه زماني اردبيل جزيي از استان قهرمانپرور آذربايجان شرقي بود. از نظر اين عده از هواداران تراكتور، حق هميشه با آنهاست و آنها هيچ گاه اشتباه نكرده و نميكنند. حساب بسياري هواداران تراكتور از اين عده جداست هر چند همين عده هم هوادار تراكتور هستند و قابل احترام اما آنها خودشان احترام هيچ كس و هيچ چيز را نگه نميدارند و خيلي وقتها نه تنها در برابر كوچكترين انتقادات واكنشهاي تند نشان ميدهند و در وبسايتها و وبلاگها بدترين كامنتها و توهينها را ميگذارند، بلكه در خيلي از اوقات در مقابل مطالب حمايتي نيز واكنش منفي نشان ميدهند و خيال ميكنند اين مطلب تو كار تراكتور بوده است.
همانطور كه مي بينيد اين نويسنده، ابتدا خيلي از هواداران تيراختور را داراي خصلت هميشه حق به جانب مي داند و در اين راستا علي دايي و اردبيل را هم به عنوان مشت نمونه خروار مثال زده و بعد هم مي گويد: “البته حساب بسياري از هواداران جداست“! امثال اين نويسنده كه پارسال، موقع رويارويي طرفداران تيراختور و علي دايي، يقينا حمايت جانانهاي از علي دايي هم كرده اند؛ ولي به دليل اينكه آنتي تيراختورها هيچگاه نمي خواهند حق را به طرفداران تيراختور بدهند، جهت اثبات ادعاي نژاد پرستانه خود، مشهورترين فرد فوتبالي آزربايجان را كه بيش از اردبيل و آزربايجان در خدمت فوتبال تهران بوده، قرباني مي كنند؛ و اينجاست كه بغض خود را به طور علني نشان مي دهند.
6- تفاوتي ندارد، آنتي تيراختور كه باشد و براي كدام سايت و نشريه بنويسد؛ با اينكه در زمان حال نمي خواهند سر به تن تيراختور نباشد، اما همهشان نسبت به گذشته تيراختور نوستالژي دارند!! ياد ايامي مي كنند براي ما! مي گويند واي كه چه گذشته خوبي داشتيد! منظورشان حتما اين است چه خوب بود زماني كه در تبريز، استقلال و پيروزي هم درصد قابل توجهي از باغشمال را پر مي كردند: چه خوب بود زماني كه ادعا نداشتيد و عاقل بوديد و سر به زير! ولي حالا خيلي دور بر داشتهايد و حال ما را در تهران مي گيريد! اصلا چه معنا دارد شما در استاديوم آزادي سروري كرده و بياييد و تيمهاي محبوب ما ببريد. چرا به بازيهاي تيراختور در تهران ساكنان ترك كرج و تهران هم مي آيند؟! در اين مملكت فقط استقلال و پيروزي، فقط حق آب و گل دارند و اين حق فقط براي اين دو تيم هست كه در همه استاديومها تماشاگر داشته باشند!! البته گفتن چنين چيزهايي را با زرنگي هم انجام مي دهند؛ البته نه از آن زرنگيهاي عاقلانه! درست از همان زرنگيهايي كه در صفهاي بربري و نان تافتون تهران مشاهده مي شود:
ذهنيت من از هوادار تراختور، ذهنيت چندين و چند اقوام آذربايجانيام است كه از زمان ليگ تخت جمشيد طرفدار تراختور بودند و حتي براي تماشاي بازيهاي اين تيم از مراغه به تهران ميآمدند. هنوز ادب و شعور آنها بعد از 30-20 سال براي من خاطرهانگيز است. متاسفانه ذهنيت من و خيليهاي ديگر كه از تراكتور و هوادارانش داراي چنين ذهنيتهاي زيبايي بودند در حال تبديل شدن به اين ذهنيت است كه طرفداران اين تيم پرخاشگر هستند، به راحتي به ديگران توهين ميكنند، براي 3 امتياز صندليهاي استاديوم را ميشكنند و…
7- يكي از شباهتهاي آنتي تيراختورها مغالطه از نوع “قاباخدان گلميشليك” است. يعني در صورت مرتكب شدن يك خطا، دست پيش مي زنند كه پس نيافتند! مثل شاهكار قرن محسن تركي در بازي تيراختور و استقلال. اين رسوايي آنقدر بزرگ بود كه تمام ابعاد ناداوريها عليه تيراختور را مشخص كرد؛ ولي آقايان مي گويند كه همين داور در فلان بازي خوب(!) قضاوت كرده و چرا آن موقع نگفتيد كه خوب قضاوت كرده! فارغ از آنكه قضاوت بد دارد، ولي خوب ندارد. و يا اينكه فرافكني كرده و اعتراضات تماشاگران را بهانه مي كنند! درست مثل اينكه يك خانواده موقع برگشت به خانه، دزد را موقع سرقت دار و ندارشان را بگيرند، و در اين وسط يكي از اعضاي خانواده يك فحش هم به دزد بدهد؛ ولي مردم به جاي پرداختن به محكوميت دزدي، پدر خانواده را سرزنش بكنند كه چرا به دزد گفتيد بد!
8- به اين عبارات اهانت آميز دقت كنيد:
با اين همه و اين همه زحمتي(!) كه ما براي گرفتن تيراژ در آذربايجان كشيدهايم و براي چاپ دومها و عوض كردن جلدها هزينه كردهايم و در عوض اين همه تهمت خوردهايم و به ما انگهاي مختلف چسباندهاند، حاضرم تيراژ 90 را به خيلي از روزنامههاي رقيب كه منتظر چنين روزي هستند بدهيم اما مصداق دوست نادان مردم آذربايجان و هواداران تراكتور نباشيم.
گويا فرق نمي كند، كدام مجله و يا سايت باشد. همگي ملتفت شدهاند كه طرفداران ميليوني تيراختور هيچ علاقهاي به پيگيري اخبار تيمهاي سرخابي، ندارند. اما نشريات مزبور تمايلي هم ندارند تيراژ و درآمدشان رفته رفته كمتر شود! بنابراين سعي مي كنند مطالب مربوط به تيراختور را هم چاپ كنند! و به جاي اينكه ممنون طرفداران تيراختور باشند كه باعث رونق در كارشان شده، و مثلا بيش از نصفي از هيتهاي سايتهاي ورزشي به دليل بازديد علاقمندان تيراختور است، با كمال بي پروايي، منت گذاشته، و اسمش را هم مي گذارند كشيدن زحمت براي آزربايجانيها! و چون اين كار از روي عشق و علاقه باطني نبوده، و با اكراه انجام مي شود و اصولا فلسفه هواداري از تيراختور، با بقيه تيمها از زمين تا آسمان فرق مي كند و جايي براي خاله زنك بازي ورزشي نيست؛ خوب مشخص است، بيشتر از يكي دو بار نمي توانند سر طرفدار تيراختور را با چند تيتر توركي كه آنهم در كمال تزوير و دو رويي صورت مي گيرد، كلاه بگذارند. اول و آخر مشخص مي شود! و كار به آنجا مي رسد كه مي بينند كسي به حسابشان نگذاشته زود موضع برتربيني خود را اعلام كرده و به طرزي گستاخانه مي گويند :”نخواستيم دوست نادان مردم آذربايجان باشيم!”. يعني شما نمي دانيد چگونه رفتار كنيد، ولي ما مي دانيم! و آنتي تيراختورها بايد بدانند در صورتي كه مي خواهند به اين روند ادامه داده، و بدون شيله و پيله ننوشته، و نمي خواهند واقعيات را همانگونه كه هست منعكس كرده، و از در نصيحت و صحبتهاي عاقل اندر سفيه بر نمي آيند، همان بهتر كه با دست خود، كركره بازار مكاره خود را پايين بكشند.
آیدین کسائی
http://tiraxturum.blog.com
Comments
منیم نظریمه گره گوناه بیزیم اوزوموزونکولرده دیر کی گدیروخ اوز پولوموزونان دییروخ گلین بیزه توهین الیین .اگر آذربایجانین اوز هفته نامه سینن حمایت الساخ باعث اولار کی او بیریسی مطبوعاع آداملاریمیزدا تشویق الوب بو یولا ایاخ قویسونلار نیه گره بوجور کوپک گله هوره هوره بیزه ده هله منت وورا
مین سری دمیشم اون مین سریده دییرم بیز گرک اوز مطبوعاتیمیزدان حمایت الیاخ. المساق! نتیجه سی اولار بو.
شاید رجانیوز با این تعبیر بیشتر به هوش بیاید که: در تعریف جرایم مطبوعاتی و یارانه ای مقوله ای است موسوم به «تشویش اذهان عمومی» که نیت مجرمانه برای جرایمی چون نشر اکاذیب و توهین و افترا و امثالهم به کار می رود. مرجع قضایی در برخورد با این جرم سراغ مبتلایان به «تشویش» نمی رود بلکه گوش «علت» و «انگیزاننده» ی این تشویش را می پیچاند که همانا رسانه و نشریه یا خبرگزاری است. بنابراین اگر جای شاکی و متهم؛ جای جرم و مجرم؛ جای قاضی و متهم عوض شود؛ اگر انگیزاننده و محرک به سزای اعمالش نرسد، ممکن است فردا پس فردا صندلی های ورزشگاه آزادی هم در وسط چمن پخش و پلا شوند، چون علت دارد به راحتی برای خودش می چرخد و این معلول است که مجازات می شود!
منبع:آينانيوز
این اظهارات نویسنده مطلب در حالی است که در ورزشکارهایی چون آزادی حتی اگر همه صدهزارنفر یکجا عمل خلافی مرتکب شوند، رسانه ها با عبارت «برخی تماشاگرنماها» نسبت بدان موضع گرفته و کلیت فرهنگ و هویت قوم و جمعیتی را به باد توهین نمی گیرند.
البته عمق فاجعه ای که در تبریز و در روز روشن رخ داد آنچنان بزرگ بود که گلوله برفی زدن چندده هزار نفری تماشاگران تبریزی را به حاشیه ببرد و گرچه این اقدام و اعتراض بدیهی در گوشه ای از ورزشگاه یادگار امام رخ داد اما حتی اگر کلیت ورزشگاه، برف و یخ که سهل است، عوامل اجرایی مسابقه را تگرگ باران(!) هم می کردند بازهم ننگ فوتبال پاک نمی شد.
هیچ دلسوخته ای در فوتبال این مملکت منکر فساد رخنه کرده در ارکان این ورزش پرطرفدار نیست و گواه آن گزارشات متعددی است که به صورت هفتگی از گوشه ای از این فوتبال در برنامه نود بازگو می شود،بنابراین جای تعجب است سایت رجانیوز مفسده ای به درشتی سوت ها و سکوتهای معنادار داوری در روز بازی حساس تراکتور و استقلال را نادیده و ناشنیده می انگارد اما فریادهای مظلومانه مردمی که با رنج و تحمل مشقت زیاد می آیند و قربانی شدن تنها دلگرمی و سرگرمی جوانانشان را صرفا به این دلیل که اراده کرده آسیایی شود تاب نمی آورد.
چندی پیش همین سایت با ناشی گری تمام و با تکنیک فتوشاپ برای مخاطبین خود اینگونه القاء کرده بود که طرفداران تراکتور روی پیراهن هایشان عکس پرچم کشور آذربایجان را دارند؛ پس تفکرات تجزیه طلبی دارند. موضوعی که هرخواننده ای را به خنده وامیدارد اینکه اصلا کشور آذربایجان صاحب صنعت نساجی نیست که بخواهد چنین پیراهن هایی را تولید و آن را در اختیار مزدوران(!) داخلی اش بگذارد.
البته این تحلیل رجانیوز را چندی بعد تماشاگران غیور آبادانی با افراشتن پرچم کشور دوست و استراتژیک برزیل به میزان انبوه در ورزشگاه تختی آبادان پاسخ دادند. یادمان نمی رود تماشاگران خراسانی چه اشتیاقی دارند به نامیدن تیم فوتبالشان به نام بنیانگذار یکی از خونخوارترین سلسله های حکومتی در ایران و یا چطور تماشاگران اهوازی زمانیکه تیم استقلال اهواز در رده اول فوتبال کشور توپ می زد در پلاکاردهای حمایت آمیزشان می نوشتند«استقلال خوزستان» و اینکه تیمی که هیچ خط و ربطی به باشگاه استقلال تهران نداشته باشد چه نیتی از انتخاب این عنوان دارد،بماند! رجانیوز حرفی برای گفتن نداشته و نخواهد داشت چون ماموریتش حذف تبریز از روی کره خاکی است!
نویسنده و خط دهنده این سایت حتما حضور ذهن دارند که تماشاگران کرمانی با چه عباراتی هموطنان ترک را مورد عنایت قرار می دادند و گزارشگر برنامه برای اینکه همه مردم این شعارها را بشنوند با بهانه اینکه «متاسف» است سکوت می کرد!
و یا بلایی را که سر هویت مردم آذربایجان در ورزشگاه انزلی آوردند را هم باید لابد به حساب معدودی «تماشاگرنما» گذاشت!
حتی اگر کلیت ورزشگاه، برف و یخ که سهل است، عوامل اجرایی مسابقه را تگرگ باران(!) هم می کردند بازهم ننگ فوتبال پاک نمی شد
تعارف و مقدمه چینی نیست؛ مردم آذربایجان اخلاقیات را جزو لاینفک وجودی فردی و اجتماعی شان می دانند و نیازی به سندآوری از عمق تاریخ ندارد. بر مبنای این پیش فرض اگر اتفاقاتی شبیه آنچه در جریان دیدار تیمهای تراکتورسازی تبریز و استقلال تهران افتاد از سوی هرانسان آزاده ای محکوم نشود به انسانیتش باید شک کرد چه برسد به فرهنگ و تعهد و اخلاقیاتش.
نه، اشتباه نکنید! قرار نیست ژست روشنفکری گرفته شده و پرتاب گلوله برفی از جانب تماشاگران تبریزی بعد از پایان بازی را تقبیح کنیم، روی سخن با مسببین اصلی این ماجرایی است که توسط 70هزار تماشاگر انجام می شود و با انواع هورمونهای رشد و بوق و کرنا و زاری و ناله بزرگ می شود و دسیسه های موزیانه چندنفر معدود با هیچ پرده و پوشش و حجابی پنهان نمی شوند و درست می خورند به وسط پیشانی هرآنچه از ماجرا خبر دارد یا ندارد.
یکی از ماموریتهای عمده سایت رجانیوز وابسته به جریان[...] که شرح افکار و آراء رهبر فکری آن و جنجالها و هیجاناتی که در کشور ایجاد کرده، رصد کوچکترین جنبش بازیکنان و هواداران تراکتورسازی تبریز است تا با توسل به آن، نسخه تراکتورسازی و فوتبال تبریز و هوادارنش و هرآنچه که تکلم می کند به زبانی غیراز آنچه او می داند و با آن آشناست یکجا بپیچد.
دقت کنید تیتری را که گردانندگان این سایت بعد از بازی استقلال و تراکتور برای مطلبشان برگزیده اند:
با تبریز، تراکتور و هوادارانش چه باید کرد؟
عامل تام الاختیار برخورد و حذف هرچه تبریزی و طرفدار تراکتورسازی از سطح زمین(!) در مطلبش بدون اشاره به انگیزه های ناآرامی بوجود آمده در سکوهای ورزشکار یادگار امام- که برنامه شب گذشته نود نشان داد که به طور کامل و بدون تردید جانب حق بودند- از مسئولین خواسته تا با کلیات موضوع یکجا برخورد شود آنجا که می نویسد:
«اگر متولیان این رشته، برخوردی قاطع و نافذ با نا آرامی ها و بی اخلاقی های ورزشگاه ها داشته باشند، نه تنها شاهد این برخوردها نخواهیم بود؛ که آرام آرام جو مکان های فوتبالی به سوی رفتارهای اخلاقی و مناسب تغییر خواهد کرد»
و حرارت و عقده دیرینه خود را از مردم غیور تبریز و آذربایجان چندان نخ نما بروز می دهد که گویی همه تبریز و آذربایجان یکجا باید از روی زمین محو شوند:
یاشاسین میلتیم ایگیدلریم اوغول وقیزلاریمیز یاشاسین آذربایجانیمیز یاشاسین عباس لیسانی یاشاسین سیما دیدار یاشاسین متین پور یاشاسین بوتون آزیاشایان اما آزاد یاشایان شهیدلریمیز
آراز خان اوغلی تهران
تراختور آن قدر بزرگ وشكوهمند است كه از ساير ملل غير تورك نيز آن را دوست دارند من ساكن تهرانم جواني روبروي بيمارستان پاسارگاد قهوه خانه اي دارد او آزاد مردي است كه آزاد مردان آذربايجان را دوست دارد عشق او تيم تراختور آذربايجان است با بيرق سرخ تراختور زندگي مي كند او زابلي است .او اكنون برادر من است برادر توست ديگر براي من تبريز معنا ندارد معناي تراختوررا برادر زابلي من اين گونه ميگويد كاتالانهاي آسيا
آراز خان اوغلي تهران
ياشاسين ايگيدلرين يوردي آذربايجان
سایین آیدین بئی
من اؤزوم «فارس» خبر آگئنتی (فارس خبرگوزاریسی) ایله ایلگیده (ایرتیباتدا) اولان آدامدان بوندان چوخ گؤزله مه ییره م. دوغرودور بیر عیدده لر ائله دوشونورلر کی تیراختور بوش-بوشونا بو یئره چاتمیش. «آزربایجان» و ایران تورکلری تیراختورون آرخاسیندا اولماسالار و یالنیز تیراختور «تبریزین» اولسا بیر «معمولی» تاکیما چئویریلیب و یئنه ده 10 ایل بوندان اؤنجه کی یئرینه قئییده بیلر. شوبهه سیز «تیراختورو» آذربایجان و ایرانین باشقا تورک ایگیدلری گؤز یاش لارییلا بو یئره یتیرمیش لر بو آرتیخ دوشونولمه لیدیر.
آنجاق وورغولادیغینیز اؤزلرینی یوخویا وورموشلارا گؤره، بونو دئمهلییم، کی من بو گون بیر آز اوزولدوم. بیر سایی، هله ده، تیراختورو تکجه تبریزین بیر محلات تیمی کیمی گؤرورلر سانکی. تانری بؤیوک بیر نئعمتی باغیشلایاندا، بؤیوک توتوم(ظرفیت) وئرمهسه باغیشلانمیش نئعمت کورلاناجاق.
اين اقاي غلامي واقعا خودشان را به خواب زده اند.
سایین ایدین بئی چوخ چوخ گؤزل و ايدين شئكيلده(اچیق دورومدا) اچیقلامیسینیز هر قونونو و عیرقچیلارین بیر یولدا اولماغلارین و تیراختورون قارشیسیندا بیر اماجدا اولماغلارینی گؤسته رميسينيز.
اولو تانري سيزى ازربايجانا و تورك ميللتينه ساخلاسين.
قئلمينيز هر زامان دان ازربايجان ميللتينين دوشمنلرينه قارشي كئسرلي اولسون.
ياشاسين ازربايجان يولوندا تورك ميللتيني اييق و ساييق سالان عسكرلريميزي
چوخ ده یرلی نوکته لره توخونموسونوز و بونلارین اوز (ظاهیر) و دالدا (باطین) باخیش لارین بویوته چ (büyütəç-ذره بین) آلتینا گتیره ره ک ایچ دوشونجه لرین دوزگون آراشدیرمیسینیز. بونلار او زامان کی تورک لرین قارشییندا آز گتیریرلر هر جور آشاغیلامایا (تحقیره) ال آتیرلار. سیز یازان کیمی ایلک اؤنجه تورک لری ... ائتمک اوچون قهریمان آدلاندیریرلار و سونرا نوخوش و عیرقچیلیقلا (نیژادپرستلیکله ) دولو باخیش لارین اونلارین باشینا یاغدیریرلار. سئویندیریجی دیر کی او یئره یئتیشه بیلمیشیک کی بونلار بیزیم قارشیمیزدا «آچمز» اولاراق بوش-بوشونا ال-آیاق چالماقدادیرلار.
یادیما گله نده ن «گل» سایتی بیر قده ر «تولکو» سییاستی آپاراراق تیراختورچولارا اؤز نوخوش (مریض) دوشونجه سین سیزماغا (تزریق ائتمه یه) چالیشیب آنجاق هر زامان اوخو داشا ده یه ره ک قاباخکیندان چوخ گئری (دالی) چکیلمک مجبورتینده قالیب و ایندی ایکینجی دفعه دیر کی تیراختورچولارلا بئله نچی قارشی-قارشییا دورور. یادیما گلیر تیراختور ایلک فصیل اوستون لیگایا گله نده ن سونرا بو سایت تیراختورچولارین «یامان یوخ» آدلی یازیسین باهانا ائده ره ک بیر یازی یازمیشدیر و او یازیدا تیراختورچولارا چوخلو اؤیود (نصیحت) وئریلمیشدیر او زامان بو سایتین یازیسینا یانیت (جاواب) اولاراق بیر یازی یازمیشدیم " تخریب هواداران تراکتور با تقبیح قوم گرایی در فوتبال به روش سایت گل! (http://tiraxturfans.com/info/index.php?option=com_content&view=article&id=44:1389-01-19-22-40-37&catid=1:1389-01-20-08-11-21&Itemid=37)". بو یازی او سایتین دولاندیرنلارین چوخ اینجیتمیشدیر. منه ایمئیل گؤنده ریب بیر قده ر دانیشاندان سونرا یازمیشدیرلار ایسته سه ن یازیلاریوی گل سایتینا گؤنده ر تا یایینلایاخ. یانی بو کی بوجورلوکله ایسته ییردیلر تا بئله نچی یازیلاردان اونلارا قازشی یازیلماسین. بیر جوره سوسماق (سکوت) حاققی آلماق ایسته ییردیلر. اونلارلا منیم تارتیشمام (بحثیم) اوزونا چکدی. سونوندا دئدیم من ائهتییاج گؤرمه ییره م یازیلاریم گل سایتیندا یایینلانسین تیراختورچولار تیراختورو بوش ال لرییله بو یئره یئتیریبلر و یئنه ده اؤز یولوموزا داوام وئره جه ییک.
"ناصیر احمدپور" قاباخجان «خبر ورزیشی» قازئته سینین (روزنامه سینین) باش یازارییدیر (2002 ایلینده-او زامان کی بلاژئویچ ایرانین میللی تاکیمینین آپاریجیسییدیر و ایرانی دونیا کاپینا آپارا بیلمه دی و بونلارین بیلاژئویچ ایله چوخلو ساواش لاری اولدور) و سونرا بیر قده ر سورونلار (مسائیل) اوز وئردیگی اوچون «نود» قازئته سین آچدیلار. بیلدیییم قده ر تئهراندا فوتبول مکتبی (فوتبول مدرسه سی) وار بونلارین قونولاریندا سؤز چوخدور بیر عیدده لر دئییرلر بونلار فوتبول دللالیدیرلار. «کامران احمدپوردا» «ناصیر احمدپورون» قارداشیدیر. بونلارین بو چبرکین باخیشلاری نه قده ر ایشیق اوزو گؤرسه بیزیم یاراریمیزادیر (خئییریمیزه دیر) چون آزربایجان میللتین ایستر-ایسته مز آرتیق اویادیرلار آنجاق یازیفلار اولسون بیر عیدده اؤزلرین درین دشونجه لی بیلن دیل داشلاریمیزا کی بونلارین اویانیشلاری درینده ن اولمادیغی اوچون بئله نچی یازیلارا آلدانیرلار و دئییرلر نه اوچون ایستیقلالچیلار و پئرسپولیسیچیلر «سهند» ایستادییوموندا «هورا» چکمه سینلر؟ اه یه قارار اولا یابانجیلار (بیگانه لر) آزربایجانین اوره گینین اورتاسیندا «هورا» چکسین لر پس بیز نه اوچون چالیشریق و اؤزوموزو یوروروق؟ بیزیم چالیشیق بوتون بونادیر کی آزربایجاندا داها ایستیقلال پئرسپولیس سسی کسیلسین یوخسا گئده ک اوتوراق ائویمیزده ایستیقلال و پئرسپولیسچیلر «یادیگار ایمام (!)» ایستادییوموندا «هورا» چکسین لر تیراختوردا 10 ایل بوندان اؤنجه کی یئرینه قئییتسین. بورادادیر کی بیر دوغرولوغا (حقیقته) یئتیشمک اولور آزربایجانین ایندییه قده ر نه اویون باشینا گلیبدیر اؤزگه سئوه رلیگینده ن و اؤزگه چیراغینا یاغ اولماسیندان اولوبدور. بیر عیدده لر اؤز دوشونجه کیلاسلارین چوخ یوخاری سوییه ده (سطحده) گؤرورلر حتدا تیراختورچولارین بوجور » عیرقچی (نیژادپرست لره» یانیت (جاواب) یازماسیندان راهاتسیز اولوب و دئییرلر نه اوچون «تنقیدی» تحممول ائتمه ییرسینیز فیلان یازار (نویسنده) تیراختورو و تیراختورچولاری «تخریب» ائتمک یوخ بلکی اونلاری «چالیشا (چالیشه)» چمک آماجییلا (هدفی ایله) فیلان یازینی یازیب. من بوجور آداملارا یالنیز (تکجه) بیر جومله یازماق ایسته ییره م «اؤزون یوخویا وورموش ادام هئچ واخت اویانا بیلمز» و او فارسی شعیر یادیما دوشور «کاشانه ما رفت به تاراج غمان خیز، از خواب گران خواب گران خواب گران خیز» . هر هالدا هامینین هر جور دوشونمه یه حاققی وار آمما تأسسوفلر اولسون کی بیزیم بض یاتمیش یا اؤزلرین یوخویا وورموش سویداش لاریمیز بیلمه ییرلر چوخلو بیرزادلار وار اونلارین خبری یوخدور و فاسلارین گؤزه ل (قشنگ) و مین اوزلولوک ایله دئییلن سؤزلرینه و «سئیچه نی» بویاییب «بیلبیل» یئرینه ساتماقلارینا اویورلار چون دوشونجه باخیمیندان ایچریلری بوشدور آمما بوندان اؤزلری خبرسیزدیرلر. منجه بیر عیدده لرین کی هئچ سؤزلری یوخدور دانیشماغا سوسوب (ساکیت اولوب) دانیشماسالار یاخشیدیر چون تیراختورا ائشیکده ن بو قده ر سورون (موشکول) یارادیلا یارادیلا داها بیزیم واختیمیز یوخدور گوجوموزو بض یاتمیش دیل داشلاریمیزی اویاتماق اوچون هده ره وئره ک.
----------
نه گؤزه لدیر کی سیز بو تیراختور دوشمان لارینین هر اوزون گؤسترمه گه چالیشمیسینیز. قلمینیز آخارلی اولسون.
..........
یاشاسین تیراختور
یاشاسین آزربایجان
از نوشته پربار برادرم آيدين بسيار ممنونم مقاله مورد اشاره را من هم در روزنامه نود ديدم مثل اينكه خود سردبيد احمدپور نوشته بود از جواب شما به اين مقاله كوته بينانه بسيار ممنونم لطفا يك نسخه از اين را به خود آن روزنامه ارسال فرماييد .
ياشاسين آذربايجان واورمو گلي و اردبيل
آراز خان اوغلي تهران
RSS feed for comments to this post